خرید بک لینک
حالم خوب نیس میدونم نباید ولی دلم میخواد بنویسم

یه غم بزرگ چنبره زده اطراف قلبم و اشکام مدام پشت چشمم جمع میشه ولی دلم نمیخواد گریه بشن بغض باشن بهتره کمتر حس میکنم ضعیفم .

امشب میتونست یکی از بهترین شبام باشه ولی نشدخیلیا توش دست داشتن و مهم ترینشون عزیزام بودن . خستگی به تنم موند وقتی یکی گفت هیچ کاری نکردی. ازین لحظه ها که یهویی همه چی یادت میاد وغمگین میشی بدم میاد

یجورایی ته قلبم بیشتر از اینکه مهمونا باناراحتی رفتن ناراحتم. خیلیم ناراحتم. ولی اون کسی که باید اشتباهشو قبول نکرد. ناراحتیم از ناراحتی بقیس و حس میکنم چقدر نگاهشون ناراحتم کرد لحظه اخر . دوسشون نداشتم بعضیاشون رو ولی ازینکه ناراحت برن عمیقا ناراحت شدم . خدایا یجوری امشب شادی و امید و ارامش رو وارد قلباشون کن خواهش میکنم :)

نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۶ساعت 2:27 توسط فاطمه |

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:04

صفحه بندی