- تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 4:02
یه بغض بی نهایت ... فقط نمیدونم چرا ۷ صبح لونه کرده توقلبم ... از ماست که بر ماست
Lose friend - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:51
فقط دوستام برام مونده بودن الان حتی اونارم از دس دادم چقد میتونه حسش بد باشه؟ بی نهایتتت + یاد مامان جون افتادم ++ یاد از دست دادنام
دپرس - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:51
تصورات قبلیم از افسردگی سوء تفاهم بود
Deep - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:51
به بکس رفتیم اکسیژن هیچی عمیقا خوشحالم نمیکنه خنده هام مصنوعیه حس میکنم بیش از حد غمگین و افسرده شدم و هنوز از اون پوچی در نیومدم تنها چیزی که کمی بهم حس میده داداشمه ..
pure - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:51
شاید الان اون بتی که تو ذهنمه نباشی ولیتو گذشته تو بهترین بودی برام، خاص ترین بهترین دنیا ، توگذشته تو فراتر از بت ذهنی ای بودی که هرکسی میتونه تو ذهنش بسازه ... دنیا خواست ازت متنفر بشم ولی نشدم هرکسی دور و برم این علاقرو نمیفهمه اشک منو وقتی ازت
چشماش - تاریخ: 1399/10/30 ساعت: 22:51
دلم میخواد یبار دیگه چشمای سبزعسلیشو ببینم من دنیامو توشون جا گذاشتم :( یادم نمیاد اخرین بار کی دیدمش حتی عکسش از تو گوشیم پاک شده :(
لایق - تاریخ: 1399/10/30 ساعت: 22:51
مثلا الان که هیچکی نی نه خانواده نه دوستا فقط خودتی و خودت ؟ یا خودتی و خدات ؟ روت میشه تو چشاش نگاه کنی بگی من بندتم اصن؟ هرچی بشه حقته
دیالوگ تاثیرگذار - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:04
I feel alone + چرا من به زندگیم روانشناسانه نگاه نکردم؟ از چی ترسیدم ؟ ++ اینکه ادم خودشو بشناسه خیلی سخته نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:14 توسط فاطمه |
درست یاغلط - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:04
نمیدونم دقیقا باید از کی ناراحت باشم کدوم کارم درسته یا غلطه فقط مطمئنم باید بخودم ایمان داشته باشم فقط دراون صورت میتونم از نتایجم خوشحال باشم نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 8:38 توسط فاطمه |
عروسک - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:04
عکس همه رو کشیدم گفت پس خودت کوشی ؟ گفتم من نیستم داداش گفت برات عروسک بکشم ؟ گفتش بکش عزیزم ولی با بغض گفتم . خوبه که اون نمیفهمه . نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 22:21 توسط فاطمه |
علی جون - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:04
واقعی ترین دوستت دارم عمرم رو از زبونش شنیدم + میگفت دوسم نداری گفتم دارم خیلی دوست دارم گفت پس چرا پرتم کردی گفتم بازی بود همش میگفت نه همش بغضم گرفت که چرا اونکارو کردم اخرش قبول کرد و گفت دوست دارم و باهات آشتی ام . بگم چقدر شرمنده و خجالت زده شدم ؟ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 22:13 توسط...
بازگشت - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:04
دیروز داشتم یه کتابی میخوندم به اسم پنجره ها میمیرند داشتم فک میکردم من هیچ وقت فراموش نمیکنم و یجایی تو اعماق وجودم عصبانیه و یروز تلافی میکنه و فکر کردم تلافیم ترسناکه اول از همه برای خودم میتونم روحمو فراموش کنم و تلافی کنم؟ + دیشب پای تلفن م ر گفت بهش بگو دلم برات تنگ شده منم فقط دهنم باز موند ب...
شکر - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:04
خدایا شکرت + چیزی که میخواستم بنویسم دقیقا این بود که زندگی چقد مزخرفه اما بعدش یه لحظه حس کردم چقد ناشکرم منی که تا همین دیروز نزدیک بود یه بیماری مزخرف داشته باشم خدایا هزار باررر شکررررت نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ساعت 19:24 توسط فاطمه |
شب یلدا - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:04
حالم خوب نیس میدونم نباید ولی دلم میخواد بنویسم یه غم بزرگ چنبره زده اطراف قلبم و اشکام مدام پشت چشمم جمع میشه ولی دلم نمیخواد گریه بشن بغض باشن بهتره کمتر حس میکنم ضعیفم . امشب میتونست یکی از بهترین شبام باشه ولی نشدخیلیا توش دست داشتن و مهم ترینشون عزیزام بودن . خستگی به تنم موند وقتی یکی گفت هیچ ...
عالمه ها نقاشی ها کهکشانا - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:04
تاحالا کسیو انقدر دوست نداشتم حتی اونی که فک میکردم عاشقشم . تصور دوریش حالمو بد میکنه وبغض مثل استخون تو گلو میشه . نگرانی ازینکه کسی اذیتش نکنه کسی مراقبش نباشه کسی باهاش بازی نکنه کسی بهش اهمیت نده. دلم میخواد همه زندگیمو بدم تا ناراحت نباشه . حقیقتش فک نمیکردم یروز ممکن باشه انقدر کسی رو دوست دا...
خسسسسته - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:04
خسته شدم ناراحتم و حس میکنم یه دریچه کوچولو هم که داشتم بسته شده ناراحتم که راجع خودم حرف زدم راجع این اتفاقای بد ناراحتم از ، از خودم گفتن دلم میخواد همه چی پاک شه و مثل اول یا شایدم همه چی تموم شه هنوز حس ببدبختی ندارم ادم باید خیلی بدبخت باشه تو این شرایط نه تنها حس بدبختی نکنه بلکه امید به فردا ...
بد - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 20:56
این متن صرفا جهت خالی کردن خودم مینویسم درحال حاضر چشمام پرازیه مایع نفرت انگیزه که اصلا دلم نمیخواد از چشام بیاد بیرون و یه بغض گنده تو گلوم صرفا قراره بقیرو مقصر بدونم و میدونم نمیدونم من بدبخت بودم که بدبخت شدم یابدبختی بودم که بدبخت تر شدم و